تبليغاتX
بر سینه ماست رد پای رقیه(س)

دلخواسته‏ هایتان را آرزو كنید ؛‌ میلاد كریم اهل‏بیت فرا رسیده است...

امام حسن(ع) چشمه ای جوشان و خروشان از خورشید پر ثمر و با برکت ولایت است

که در ماهی عزیز و با شکوه پا به عرصه هستی نهاد و این ماه را با قدوم پربرکت

خود آراست. ماه رمضان چون صدفی می ماند که گوهر بسیار گرانبهایی را در سینه

خود دارد و بر خود می بالد و بر ماه های دیگر می نازد. امام مجتبی(ع) همچون

ستاره ای درخشان در این ماه نورافشانی می کند. امروز منزل رسالت غرقِ شادی

و سرور و دل پاک خاندان عصمت از این فرزند با برکت خشنود است.


امروز آسمان و زمین و هرآنچه در آن است غرقِ سرور و شادمانی است؛ زیرا پذیرای

میهمان پربرکتی از خاندان پاک رسالت و امامت می باشد؛ زیرا که ستاره درخشانی از

میان ستارگان زیبای هدایت طلوع می کند و نسیمی بهاری قلب های سرد و خشک انسان ها

را جان تازه ای می بخشد ای فرزند رسالت و امامت و ای کوثر ولایت، قدومت مبارک باد


***میهمانی حق چه با صفا شد...میلاد امام مجتبی(ع)شد***


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در سه شنبه 25 مرداد1390 ساعت 1:25 موضوع | لینک ثابت


بهار دعا و مناجات با حق آمد...

ماه رمضان است و صفا آمده است

                        بر خانه ی دل نورو ضیا آمده است

از سفره ی ما بوی بهشت می آید

                    این سفره ز درگاه خدا آمده است


رمضان آمد...

میگویند آمد...آری ماه رمضان آمد...

رمضانها یکی پس دیگری آمد و رفت و ما هنوز نفهمیدیم کجا چه خبرست...

رمضان ماه پرهیز کردن است،

یعنی به مومنان یاد میدهند که مومن هر کاری که بخواهد نمیتواند

 انجام دهد و باید جلوی نفس خود را به یاری مولایش بگیرد حتی

 در خوردن حلال...

یعنی یاد بگیر آنچه معشوقت میخواهد عمل کن نه آنچه خودت میخواهی...

یعنی یاد بگیر که عاشق رضای معشوق را طلب میکند نه رضای

 خویش را...

رمضان ماه مولای بی کسان علی علیه السلام است...

رمضان ماه رسیدن به قافله ایست که در مکه اتراق کرده تا جا مانده ها

 به آن برسند...

رمضان ماه عزم جزم کردن است برای محرم سیدالشهداء علیه السلام...

رمضان ماه بهانه است،تشنگی بهانه میشود تا از آهی از سینه برکشیم

 به یاد ساقی لب تشنگان دشت کربلا...

سحرهای رمضان بهترین وقت برای گریستن به مصائب ام المصائب

 زینب کبری سلام الله علیها است...

خدا عاشق تشنگان جام محبت حسین علیه السلام است...

     هرکجا از داغ کربلا گریستید همهء گدایان آستانش را دعا کنید...


  ***با چه زبانی شکر بگوییم که به چشم

                                            یکبار دگر ماه خدا را دیدیم***




 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در چهارشنبه 12 مرداد1390 ساعت 12:38 موضوع | لینک ثابت


برای من دعایی کن بی بی جان...

*سلاااااااااااااااااااام

اومدم بعد از یه مدت خیلی خیلی طولانی...امیدوارم این دفعه دیگه نرم که طول بکشه...ممنون از همه دوستان که تو این مدتی که من نبودم منو از نظرات پربارشون بی بهره نمیذاشتن...

     ***ولادت دردانه آقا ابا عبدالله الحسين(ع)

                 حضرت رقیه (سلام الله علیها) مبارک***

روح تمام عشق به محراب کوچک است
انگار عکس فاطمه در قاب کوچک است

 

السلام علیک یا سیدتی رقیه (س)



 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در سه شنبه 4 مرداد1390 ساعت 14:46 موضوع | لینک ثابت


وای به تو مدینه...

*به بهانه ایام فاطمیه:

بانو نگو که " خسته شدي ، وقت رفتن است "

فکرش مرا به جان تو ديوانه ميکند

فکري به حال خستگي ما نمي کني

وقتي که قصد رفتن از اين خانه ميکني؟!

 السلام علیک یا صدیقه الشهیده

خواست ديوار، به سويت قدمي داشته باشد

                 در، به هر در زده تا از تو غمي داشته باشد

غمت آن گونه بزرگ است ، که بايد به تَبَرُک

                  آسمان نيز از آن سهمِ کمي داشته باشد

سينه ي سختِ کمان تير کشيد از غمت اما

                  دلِ اين شهر بعيد است غمي داشته باشد

اي زمين ! خاک شوي ! دختر وحي تو، چگونه

                  بيست سالش نشده ، قد خمي داشته باشد؟

شهر، در نوع خودش خواست که با هيزم و آتش

                  از سرِ کينه به زهرا کَرَمي داشته باشد

دلش از بس که خدا خواه شد، از دست خدا هم

                  نتوانست بخواهد حَرَمي داشته باشد

نتوانست کسي مرثيه سازد سفرش را

                  کاش اين واقعه هم " محتشمي " داشته باشد

 

  آجرک الله یا بقیه الله...

 


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در چهارشنبه 14 اردیبهشت1390 ساعت 1:7 موضوع | لینک ثابت


آسمان است درکوچه زمینش نزنید ...

شهادت مادر افسانه نیست...

قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقنى من اهل بيتى فتقدم علىّ محزونة

مكروبة مغمومة مقتولة ».(فاطمه) اولين كسى از اهل‏بيتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد،

پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

   بر بانوی مطهرمان گریه می کنیم

                              بر آن همیشه بهترمان گریه می کنیم

   با این دو زمزمی که خداوند داده است

                              بر آیه های کوثرمان گریه می کنیم

  بر روی بالهای سپید  ملائکه

                              بر آن کبود پیکرمان گریه می کنیم

 کُنجی نشسته ایم و کنار پیمبران

                              بردختر پیمبرمان گریه می کنیم

 بر لاله های بستر او خیره می شویم

                             بر آنچه آمده سرمان گریه می کنیم

 دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت

                              حالا کنار باورمان گریه می کنیم 

  قبل از حساب، صبح قیامت که می شود

                             اول برای مادرمان گریه می کنیم...

امام صادق ( عليه السلام ) مي فرمايد:«اَوَّلُ مَنْ يُحْكَمُ فيهِمْ مُحْسِنُ بْنُ عَلِيٍّ ( عليه السلام )

وَ في قاتِلِهِ، ثُمَّ في قُنْفُذَ، فِيُؤْتَيانِ هُوَ وَ صاحِبُهُ، فَيُضْرَبانِ بِسياطٍ مِنْ نارٍ، لَوْ وَقَعَ سَوْطٌ مِنهإ؛

خخ عَلَي الْبِحارِ لَغَلَتْ مِنْ مَشْرِقِها اِلي مَغْرِبِها، وَ لَوْ وُضِعَتْ عَلي جِبالِ الدُّنْيا لَذابَتْ

حَتَّي تَصيرَ رَماداً، فَيُضْرَبانِ بِها»

«نخستين كسي كه درباره او محكمه عدل در حكومت حقّه تشكيل مي شود، محسن

فاطمه است، بين او و قاتلش محكمه برگزار مي شود. قُنفُذ و اربابش (دوّمي) آورده

مي شوند و با تازيانه هائي از آتش شلّاق مي خورند. اگر يكي از آن شلاّقها بر دريا

زده شود همه اقيانوسهاي جهان از مشرق تا مغرب به جوش مي آيد. و اگر يكي

از آنها به يكي از كوههاي دنيا بخورد ذوب شود و تبديل به خاكستر مي گردد.

آن دو دشمن خدا با اين تازيانه شلاّق مي خورند.»

ای کاش بر آنچه سوخت مسمار نبود

لعن الله قاتلیک یا فاطمة الزهراء اللهم العن الجبت و الطاغوت

التــــماس دعــا

 


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در شنبه 27 فروردین1390 ساعت 13:51 موضوع | لینک ثابت


اولین حرف و آخرین مطلب..........السلام علیک یا زینب

سلام...

ببخشید بازم دیر آپ کردم.آخه امسال همه امتحاناتم نهایی هستن و باید محکم براشون بخونم برا همین دیر اومدم وشاید بیام...

*واقعا جا داره از همه دوستان عزیزی که تو پست قبلی وبلاگ نظرات زیبایی داده بودند تقدیر و تشکر کنم...

  در ضمن هدف اصلی من از اومدن و آپ کردن:میلاد حضرت زینب(س) بود... 

میلاد مسعود عقیله بنی هاشم،صدیقه صغری،زینب کبری(س) بر همه عاشقانش میمون و میارکباد...

در هنرگاه زمان تندیس تقوا زینب است

نسخه صبر علی وزهد زهرا زینب است

بوالعجائب جز علی بن ابیطالب مدان

دختر اعجوبه ام ابیها زینب است

مادر نسل بشر حواست اما در شرف

فاش می گویم که بالاتر ز حوا زینب است

خضر را یک جرعه از آب بقا دادند لیک

مالک هفت آسمان وهفت دریا زینب است

درجنون عشق مجنون طفل مکتب خانه بود

در ولا آباد عشق مجنونِ صحرازینب است

کربلا در سطح گیتی هیچ مفهومی نداشت

آنکه ثبتش کرد در تاریخ دنیا زینب است

با دوامضاء معتبر شد انقلاب وعشق وخون

احسن احسن بعد مولا صاحب امضا زینب است

یک مطب در عالم طب است آن هم کربلاست

در مطبِ نینوا زمر مداوا زینب است

 

***دیوانگان،عیذتون مبارک***


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در یکشنبه 21 فروردین1390 ساعت 1:6 موضوع | لینک ثابت


بنظر شما خدا منو دوست داره؟؟؟

آیا خدا منو دوست داره؟

سلام دوستان عزیز؛ببخشید بازم دیر آپ کردم...

امروز میخوام یه سوال ازتون بپرسم اما سوالی که اول باید داستانی که مربوط منه بخونید...

از همه دوستان انتظار دارم که داستان رو بطور کامل از ادامه مطلب بخونن و نظرشون رو بدن...

       "داستان رو در ادامه مطلب بخونید و حتما حتما نظر بدید"


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در شنبه 21 اسفند1389 ساعت 14:9 موضوع | لینک ثابت


سلام...

سلام به دوستان خوبم

ببخشید که یه دوره تقریبا بلند نتونستم به وبلاگ سر بزنم و اونو آپ کنم...

کلیه مناسبتارو ازجمله:عیدالزهرا(س)،میلاد پیامبر رحمت و امام صادق(ع) رو به همه دوستان تبریک میگم...

    ***امیدوارم از این به بعد بتونم به موقع وبلاگو آپ کنم***

عید الزهرا (س) مبارکباد...

درهمه جا هرزمان لعن عمر گفته ام

با نفس گلفشان لعن عمر  گفته ام

خاک نشینم ولی از مدد آسمان

باهمه ی عرشیان لعن عمر گفته ام

 

امیرالمؤمنین-علیه السّلام :همانا من برای این روز نهم ربیع الأوّل ، هفتاد ودو نام میشناسم.

غدیر ثانی، روز هدایت، روز برکت، عید الله الاکبر، روزی که دعا در آن پذیرفته میشود،

روز پشیمانی ظالمان، روز فتح، روز قدرت، روز شادی شیعه، فطر ثانی، روز خوشنودی،

عید اهل بیت، روزی که خداوند اعمال شیعه را میپذیرد، روز شادی اهل بیت، روز نابودی

گمراهی، روز استراحت مؤمنین، روز شکر، روز دوستی و روز اسلام بر همه شیعیان مبارک و میمون باد...

 ****************************************

 

 

سالها بود که زمین در حسرت باران حیاتبخشی می سوخت و درمان تشنگی، سیاهی و

تیرگی خود را از آسمان آبی انتظار داشت. سالها بود که زمین به کویر خشک تعصبات

و عقاید باطل و مرداب خرافات، تبدیل شده بود که ناگاه در شبی فراموش نشدنی، باران

رحمت الهی شروع به باریدن کرد و زمین تشنه را سیراب ساخت و گُلی زیبا، بنام محمد

مصطفی(ص) در کویر حجاز، شکوفا شد. تولد او، عطر دل انگیز ایمان را به مشام مشتاقان

رساند و چشمه های جوشان معرفت را در سینه ها، جاری ساخت.آری با تولد او، کویر جهل

و تعصب به بوستان مِهر و تفکر تبدیل شد. آن پیام آور الهی، در شهر مقدس مکّه و در خانواده

ای مؤمن و خداپرست، در شب 17 ربیع الاول به دنیا آمد و جهانِ هستی را با وجود مبارک

خود، منوّر کرد.

 

 

آسمان دل من خورشید و مه برآمد

               شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد

                     همه شادی نمایید که میلاد نبی شد

                           جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در چهارشنبه 4 اسفند1389 ساعت 14:31 موضوع | لینک ثابت


ماه عشق،آتش،عطش...

خیز و جامه نیلی کن، روزگار ماتم شد

     دور عاشقان آمد نوبت محرم شد

         در محرم سینه‎ها غرق ملالی دیگر است  

             جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

                  با حلولش برنخیــزد جز فغان از عاشقان 

                         طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

 

السلام علی الحسین(ع)

 

محرم می آيد؛ مثل پرنده ای غريب، از التهاب خاکستری آسمان. ماه سرخ بلوغ؛ ماهی که

در آن، عشق آفريده شد و مردانگی و شرف در عطش معنا گرفت.ماهي که هيچ واژه ای گنجايش

اندوه بی کرانه ی آن را ندارد؛ ماهی که هر ساله، خون خدا را بر آسمان دنيا می پاشد تا ابرهای

روزمره، سرخی آفتاب را نپوشاند.محرم، ماه فرياد، ماه بيداری و پايداری است؛ ماهی که تمام

تاريخ، وام دار يک نيم روز آن است.ماهی که خاک و خون، آتش و عطش و مشک و تير،

رازهای سر به مهر آنند.ماهی که هفتاد و دو آيه ی سرخ، بر صحيفه ی دل ها نازل شد وهفتاد

و دو کهکشان، در مدار هستی قرار گرفت.ماهی که دست می افتاد و پر و بال می روييد.

ماهی که هر ساله انتظار من و تو را می کشد.محرّم، فصل مَحرم شدن با خوبی هاست؛ فصل

فشردن دست هايی که در کنار فرات، روييد؛ فصل عاشقی کردن.سال هاست که محرم سياه پوش

است و سينه ها از سوگ، در جوش و خروش.سال هاست که کربلا، روزهای سردمان را گرما

می دهد و بر شب های سياه مان نور می پاشد.کيست که آزاده باشد و محرم را به سوگ ننشيند؟

کيست که سوار بر راهوار اشک، به مهمانی عاشوراييان برود و شيفته برنگردد؟

کيست که در سفينه ی نجات وارد شود و در موج های هوس غرق گردد؟

کيست که حسين را چراغ راهش کند و در بيراهه های پر پيچ و خم، گم شود؟

کيست که گوش جان بسپارد و نام تو را در هياهوی فرات نشنود؟

نمی دانم اين چه رازی است که محرم، ماه آغازين سال است، شايد سرّ آن در اين باشد

که عزت، در گرو قيام و جهاد است و حيات، در سايه ی خون.

 

**ما منتظریم تا محرم آید                  اسباب جنون ما فراهم آید**


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در دوشنبه 22 آذر1389 ساعت 13:14 موضوع | لینک ثابت


کعبه یک سنگ سیاه است که ره گم نشود * حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست

نگارا،عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟

نگفتی یک دمی آیا که مهمانت شوم یانه ؟

برای طوف کویت جامه احرام بر بستم

گدای دوره گرد گوشه خوانت شوم یانه ؟

***عیدتون مبارک***

عید سعید قربان، عیدى است كه انسان‎هاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اندازد.

قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ

را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى‏دهد.


 

نوشته شده توسط مجتبی انصاری در یکشنبه 30 آبان1389 ساعت 12:36 موضوع | لینک ثابت


html>